خرید بک لینک

خیلی وقته هوا ابری نشده. شاید تا چند هفتهی دیگه هوای شهر ما هم قشنگ بشه اما من منتظر نمیمونم تا حالم با آسمون ابری خوب بشه. این شانس رو دارم که توی خونهی جدیدم، پنجرهای داشته باشم که به پارک باز بشه و صدای گنجشکا رو همراه با موزیکم گوش بدم، آدما و بچهها رو ببینم و به دوردست خیره بشم. خونهی قبلی پنجره نداشتم توی اتاقم. تا قبل از اینکه کار جدیدم شروع بشه صبحها تنهام. کارای خونه که روی روال میفته تایم زیادی دارم برای تنهاییم. دستشو میگیرم و میشینیم پای پنجره. اون سیگار میکشه و من نفس عمیق میکشم. میدونه که همیشه واسش وقت دارم و هیچوقت تنهاش نمیذارم. من از اون آدما نیستم که وقتی حالم خوبه فراموشش کنم. واسش انرژی میذارم. همیشه. حتی وقتی میلیونها آدم دورم باشه. آدم عزیزترین رفیقشو فراموش نمیکنه. ساعت که به نزدیک به دو میشه، پا میشم و میرم مسواک میزنم. عطر میزنم. غذا رو آمادهی سرو میکنم و منتظر میشم که رقیب تنهاییم برسه.

حالم خوبه. خیلی خوبه و لبخند میزنم. 

+  بیست و دوم مهر ۱۴۰۰    خرگوش گنده بک  | 

برچسب: نویسنده: هلیا محمدی تاريخ: يکشنبه 5 تير 1401 ساعت: 2:17

صفحه بندی