من میتونم به راحتی بگم که از یک آدم بی نهایت متنفرم. جوری که هزاران بار نقشه ی کشتنشو تو ذهنم مرور کردم. و کلا هر بار ازش عصبانی میشم تو ذهنم با چاقوی آشپزخونه تیکه تیکه ش می کنم. ولی حتا همین آدمم گاهی وقتا وقتی ضایعش می کنم و هیچی نمیگه و توی خودش میره دلم واسش میسوزه.
+ ضمن اینکه از ماه تیر متنفرم. متنفر !
برچسب:
نویسنده: هلیا محمدی